اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

38

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

توضيحات : ( 1 / 55 ) ( 1 ) ) - در باره شراب كه از قديم شناخته شده است ، داستان‌هاى بسيار آمده است . اما از نظر طبي ، پزشكان خواص و مضاري براي آن قائل بودند ، چنان كه گرگاني بدان اشاره كرده است و اغلب پزشكان سلف در باره اين مايع مطالبي آورده‌اند . در اينجا به ذكر قسمتى از كتاب " رازي " به نام " منافع الاغذيه و دفع مضارها " در باره شراب به طور اختصار مىپردازيم : در اين كتاب در فصل چهارم در باره شراب و مقدار آن بيست و چهار نوع شراب ذكر كرده است بدين شرح : شراب سياه ، شراب سفيد ، شراب قرمز ، شراب زرد ، شراب ريحاني ، شراب كهنه ، شراب صرف ( شراب خالص كه گرگاني نيز در كتاب ، بدان اشاره كرده است ) ، شراب مخلوط و معتدل ، شراب تيره ، شراب قابض ، شراب قهوه ، شراب زبيب ، ( مويز ) ، شراب آفتاب خورده ، شراب مصري ، شراب خرما ، دوشاب ، شراب شكر ، شراب قند ) فانيد ماخوذ از پانيد فارسي قند سفيد و نوعي از حلوا - ( ناظم الاطباء ) ، شراب قند خزايني ، شراب گندم و جو و جاورس ، شراب نارگيل ، شراب انار . در هدايه المتعلمين هفتاد و نه قسم شراب آمده است ( فهرست هدايه ، صفحات 841 و 842 ) . ( 2 ) - چنان كه قبلا اشاره شد مقصود از اسهال ، ادرار ، قي و عرق كه در متن كتاب اشاره شده تماما " استفراغ " مىباشد ، دفع فضولات و زياديهاي مضر بدن . ( 3 ) - " مر " ، " كا " : " و منافع ديگر آنست " 0 ( 4 ) - " قولنج " ماخوذ از تازي دردي كه در روده و يا ديگر احشاي بطن آدمي پديد آيد ( ناظم الاطباء ) ، قولنج ( معرب يوناني Kolon , Kolonos ) دردي كه غفله در ناحيه شكم خصوصا نواحي مجاور به قسمت‌هاى قولون ها حاصل شود 000 ( معين ) 0 به طور خلاصه در نظر پزشكان سلف دردهاي امعائي و كليوي و آپانديسيت و كيسه صفرا و دردهايي كه بر اثر ناراحتىهاى رحمي و روده اي و امثال آنها است ، تمام نوعي قولنج بودند . كولون ، روده بزرگ - Kolonos ( 1 / 56 ) ( 5 ) - ناقه : بيمارى كه تازه بهبود يافته و ضعف دارد ( Convalescent ) ماخوذ از نقاهت ( Convalescence ) است . ( 6 ) - پادزهر ، فادزهر ، پازهر ترياق زهردارو Antidote , Theriac ( آريانپور ) 0 فادزهر حيواني Bezoar 0 فادزهر معدني Animal Mineral B . ( شليمر ) 0 ( 7 ) - كژدم عقرب . قدما براي رفع گزيدگى عقرب " روغن عقرب " استعمال ميكردند ، يعني كشته عقرب را در روغن كرچك ( يا روغن ديگر ) مىخواباندند و درمان عقرب زده به كار مىبردند . منوچهري دامغاني گفته است : " راحت كژدم زده كشته كژدم بود " ( 8 ) - در مج 1 ) ، پس از كلمه " سود دارد " ، " خاصه به ناشنا " آمده است . ( 9 ) - مج 1 ) : " را غذا " 0 ( 10 ) - غاذيه : قوه اي كه غذا را تحليل برد و جزء بدن كند ( معين ) ، قوه غاذيه يكى از سه قوه نباتيه و آن دو ديگر ناميه و مولده است . قوه اي كه غذا را تغيير دهد و مشابه غذا خوار كند تا جاي آنچه را كه بتحليل رفته است پر سازد . قوتي كه غذا را تحليل كند ( منتهي الارب ) ، نام قوتي است كه در غذا تصرف كند و آن را مشابه جوهر بدن گرداند و متصل و ملصق به اعضاء نمايد ( غياث ) [ تمام از لغت‌نامه دهخدا ] Nutritive Force